خداقوت به اخلالگران جامعه مدنی در «زیر پوست شهر»

سکولارها می‌گویند: «زیر پوست شهر» اتفاقاتی در جریان است...
آینده جمهوری اسلامی را این اتفاقات رقم خواهد زد...
در «زیر پوست شهر» شهروندان به دنبال «آزادیخواهی» و «جامعه مدنی» هستند...
می‌گویم: «زیر پوست شهر» را نمی‌دانم...
اما می‌دانم آینده جمهوری اسلامی هم‌اکنون «زیر مغز استخوان روستا» در حال رقم خوردن است...
اردوهای جهادی مصداق بارز خدمت‌رسانی و محرومیت‌زدایی از پابرهنه‌هاست...
اصلا انقلاب برای پابرهنه‌هاست...
شهر را با انقلاب چه کار؟!
به قول استاد رحیم پورازغدی: «اردوهای جهادی به اعتقاد سکولارها باعث اخلال در جامعه مدنی می‌شود!»
پس سکولارها «زیر پوست شهر» به دنبال جامعه مدنی باشند. جهادگران در روستاها و مناطق محروم «زیر مغز استخوان روستا» جامعه مدنی‌شان را با اخلال مواجه خواهند کرد. خداقوت به هزاران نفری  که اسفندماه 94 و ایام عید، جهادگونه در «جامعه مدنی» سکولارها اخلال ایجاد کردند تا نشان دهند جامعه مدنی ایرانی از نوع «مدینه‌النبی» است.
در جامعه مدنی از نوع «مدینه‌النبی» خدمت‌رسانی به محرومان در راس امور قرار دارد.  خداقوت به دانشجویان جهادی که در ایام تعطیلات، درس جامعه مدنی را در روستاهای دورافتاده‌ای تمرین کردند که پای عباشکلاتی‌ها در زمانی که رئیس‌جمهور بودند یک‌بار هم به آنجا نرسیده بود. خداقوت به کسانی که اقتصاد مقاومتی را در «زیر پوست شهر کیش» با سخنرانی شعار ندادند. از دیدگاه تقی‌زاده‌های دوران [«محمود سریع‌القلم» و «حسین بشیریه» را می‌گویم]، توسعه اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه تکلیف مقوله‌های «زیر پوست شهری» همچون «جامعه مدنی»، «آزادی» و... حل شود تا جامعه ایرانی از «سنت» رهایی یافته  و به «مدرنیسم» برسد! آنگاه نقطه شروع توسعه همه‌جانبه خواهد بود.
این افاضات، آدم را یاد حرف جامعه‌شناسان غربی و مترجمان داخلی آنها در دوران قبل از انقلاب اسلامی می‌اندازد که می‌گفتند: «انقلاب دینی در عصر مدرن، محال است». حضرت امام(ره) بهشان اثبات کردند ما این کار را انجام می‌دهیم تا ببینید محال نیست...
به این فکر می‌کردم که اگر دولت تدبیر و امید به جای پرداختن به تئوری‌های افرادی همچون سریع‌القلم، کمی اقدام و عمل در ساختن کشور را از این گروه‌های جهادی یاد بگیرد و علاوه بر یاد گرفتن، از ظرفیت هزاران گروه جهادی در سراسر کشور برای جامه عمل پوشاندن به شعار سال استفاده کند، چه تحول عظیمی رخ خواهد داد؟
دولت تدبیر و امید قبل از اقدام و عمل باید سیستم خود را از ویندوزی که امثال سریع‌القلم‌ها روی آن نصب کرده‌اند پاک کند زیرا در سیستم عامل این افراد، «ایرانی، یک لولهنگ [آفتابه] هم نمی‌تواند بسازد!» یا «ما به جز آبگوشت بزباش و قرمه سبزی در هیچ تکنولوژی‌ای برتری نداریم». نتیجه تفکر همین تقی‌زاده‌های دوران است که کار برخی سیاستمداران ما را به جایی رسانده است که می‌گویند: «آمریکا با یک بمب می‌تواند کل سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد» تا وزارت دفاع مجبور شود یک تور آشنایی با دستاوردهای دفاعی برایشان بگذارد یا این جمله مضحک: «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست، نه موشک‌ها!» یک تور هم برای آشنایی با خدمات جهادگران در مناطق محروم باید بگذارند تا عده‌ای بفهمند برای اقدام و عمل در اقتصاد نباید ایام عید را در کاخ سعدآباد نشست تا مانند سلاطین و خسروان، مسؤولان برای تبریک عید به محضرمان شرفیاب شوند و از کاخ فرمان اقتصادی به رئیس‌جمهور تحت امرمان که به لطف ما آرای 3 درصدی‌اش به بالای 50 درصد رسیده، صادر کنیم!  خداقوت به هزاران گروه جهادی که نشان دادند نسل سوم و چهارم انقلاب برای پیشرفت کشور منتظر مسابقه مصرف‌گرایی و اشرافی‌گری نمی‌ماند تا مردم با مصرف بیشتر باعث رونق تولید شوند! بچه‌های جهادی به فضل خدا در حال زنده کردن خاطرات خوش ملت از خدمات جهاد سازندگی در دهه 60 و اوایل دهه 70 هستند. جهاد سازندگی‌ای که «کارگزاران سازندگی» آن را به خاطر خدمات زیاد آن، در دهه 70 منحل کردند و با وزارت کشاورزی ادغام کردند تا امروز بعد از 37 سال واردکننده میوه باشیم و نه جهاد داشته باشیم، نه کشاورزی!
خداقوت به خادمین مستضعفین...
-----------------------------
پی نوشت
- در اینجا شهر، نماد طبقه مرفه و بی‌درد و روستا نماد مستضعفین است. منظور شهرنشینان نیست!

 

منتشر شده در:

+ روزنامه وطن امروز

+ خبرگزاری دانشجو

چرا متن انگلیسی برجام نسخه یکسان فارسی ندارد؟!

ر قراردادها و معاهدات بین المللی به دلیل متفاوت بودن زبان بومی طرفین مذاکره ، ممکن است کشورها تفسیرها و برداشت های حقوقی متفاوتی را در مرحله اجرا نسبت به بندهای توافق شده داشته باشند. گاهی یک کلمه یا حتی یک علامت نگارشی می تواند منشاء چالش های جدی در روابط طرفین توافق شود.

برای جلوگیری از بروز این چالش ها و اختلافات احتمالی ، لازم است متن قرارداد و معاهده به زبان‌اصلی هر کشور نوشته شود و قید گردد که تمامی این نسخه‌ها اعتباری یکسان دارند. این مساله امری عادی در تنظیم متون قراردادها و معاهدات بین المللی است. برای مثال در ماده یازدهم معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای با پیروی از این قاعده تصریح شده است:

««این پیمان، متن انگلیسی، روسی، فرانسه، اسپانیولی و چینی آن ‌که همگی از اعتبار یکسانی برخوردارند، در آرشیو دولت‌های امانت‌دار محفوظ خواهند بود. نسخه‌های تأییدشده این پیمان، باید توسط دولت‌های امانت‌دار به دولت‌های امضاکننده و ملحق شده به آن ارسال شود.»

علت این امر این است؛ در مذاکرات به طور معمول کشورها تلاش می کنند قرارداد را به نفع خودشان تنظیم کنند و این مساله با تسلط بر واژه ها و عبارتهای حقوقی توسط دیپلمات ها محقق می شود. هرچقدر یک دیپلمات کلمات و عبارات را هوشمندانه تر در متن بکار ببرد، بهتر می تواند منافع ملی کشورش را تامین کند.

حال یکی سوالاتی که از مذاکره کنندگان محترم کشورمان در قضیه هسته ای باید پرسید این است که چرا متن فارسی توافق وین «برجام» با متن انگلیسی (اصلی) این قرارداد تعهد آور بین المللی از ارزش حقوقی یکسانی برخوردار نیست که هیچ – بلکه در واقع مساله ای به این روشنی که در حقوق بین الملل عرفی رایج است، در این توافق اصلا لحاظ نشده است! آیا بسنده کردن به ترجمه ی فارسی متن انگلیسی برجام می تواند ابزار مناسبی برای چانه زنی ما در هنگام بروز اختلافات احتمالی در این توافق باشد؟

متن کامل در ادامه مطلب

منتشر شده در :

روزنامه وطن امروز  +

جهان نیوز +

خبرگزاری تسنیم +

خبرگزاری دانشجو +

دیدبان +

افکارنیوز +

خراسان نیوز +

راهکار نیوز +

اسنا +

بی باک نیوز +

 

ادامه نوشته

«دوقطبی‌سازی‌های کاذب» عامل دودستگی بین مردم

 

«دولتى‌ها هم مراقب باشند دودستگى در مردم به‌وجود نیاورند، حاشیه‌سازى نکنند، بعضى حرف‌هاى غیرلازم مطرح نشود؛ این یکپارچگى مردم ما، این همت بلند مردم ما، این ایمان مردم ما، درست مورد استفاده قرار بگیرد، ان‌شاءالله راه این کشور باز بشود».
امام خامنه‌ای 17دی93
بیانات رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد در این مقطع زمانی «دولتی‌ها» در حاشیه‌سازی و ایجاد دودستگی بین مردم اقدامات غیرقابل اغماضی انجام داده‌اند. کمتر پیش آمده ایشان به این صراحت «دولتی‌ها» را به‌صورت مستقیم خطاب قرار دهند. معظم‌له معمولا در چنین مواقعی همه احزاب و گروه‌های سیاسی و صاحبان قدرت را به وحدت و دوری از حاشیه‌سازی دعوت می‌کردند. حال اگر بخواهیم علت این امر را بررسی کنیم، به این نکته خواهیم رسید که دولت محترم و در رأس آن رئیس‌جمهور محترم در «دوقطبی‌سازی‌های کاذب» در بین آحاد مردم نقش داشته‌اند. اصرار «دولتی‌ها»  بر دو‌قطبی‌سازی در جامعه حول محور مفاهیم « اعتدالی‌ها- افراطی‌ها» به‌طور مرتب با کلمات جدید  بازتولید می‌شود و در هر برهه‌ای از زمان به‌گونه‌ای ساخته و روانه جامعه می‌شود که مردم ناخودآگاه مجبورند خود را در یکی از قطب‌ها ببینند. همین فضا به لایه‌های مختلف جامعه رسوخ کرده و مردم را در برخورد‌های مختلف در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. روزی به بهانه مذاکره و مشروعیت‌بخشی به مذاکرات، دوقطبی «موافقان مذاکره - کاسبان تحریم»  مطرح می‌شود و آن قسمتی از اقشار جامعه که هنوز راه‌حل مشکلات را در مذاکره می‌دانند، برای فرار از برچسب «کاسب تحریم شدن»، خود را در دسته «موافقان مذاکره» می‌دهند و هرکس کوچک‌ترین نقدی به مذاکرات داشته باشد، با این دوقطبی‌سازی، از نظر آن گروه اول کاسب تحریم نامیده می‌شود.

 

ادامه متن در ادامه مطلب

منتشر شده در:

روزنامه وطن امروز +

پایگاه خبری تحلیلی دیدبان +

پایگاه تیتر 1 +

شبکه خبر دانشجویان البرز +

القای شکاف بین مردم به بهانه فوت یک خواننده توسط یک سایت خبری

مرتضی پاشایی خواننده پاپ کشورمان بعد از یکسال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان، سرانجام صبح جمعه به دیار باقی شتافت.
نکته ای که حائز اهمیت است ؛ نحوه برخورد برخی رسانه ها و برخی کاربران شبکه های اجتماعی  در این مدت دو روزه است که با انتشار فیلم آخرین لحظات زندگی این خواننده مرحوم،  موجب آزار و اذیت خانواده داغدارش و دوستداران واقعی او شدند و با تحلیل های آبکی خود سعی در مخالف جلوه دادن مرتضی پاشایی با نظام جمهوری اسلامی داشتند!
بطوری که حتی پدر مرحوم مرتضی پاشایی هم به سرعت به این موضوع واکنش نشان داده و در مصاحبه ای با باشگاه خبرنگاران گفت:«پسرم عاشق نظام جمهوری اسلامی بود.من و خانواده ام همه تا پای جان برای انقلاب جانمان را می دهیم.از عده ای که در این شرایط سعی دارند سوءاستفاده کرده و پسر من را بدنام کنند می گویم؛نکنید.خواهش می کنم نکنید این کارها را و بگذارید روح مرتضی در آرامش باشد.
مرتضی از کودکی عاشق اسلام بود و روزی که در بیمارستان بستری شد قرار بود به کربلا برود اما نشد.شمارا به نمازهای شبی که مرتضی پسرم می خواند؛قسم می دهم که با سو استفاده نام پسرم را لکه دار نکنید و روحش را عذاب ندهید.»

منتشر شده در :

جهان نیوز +

خبرنامه دانشجویان ایران +

عرش نیوز +

فرهنگ نیوز +

شهدای ایران +

یالثارات +

طرح "توافق برای توافق" چیست؟/ طرحی که منافع ملی را پای منافع قبیله‌ای ذبح می‌کند

همواره یکی از آفت‌های فعالیت سیاسی در هر جامعه‌ای ترجیح منافع قبیله‌ای و قشری به منافع ملی بوده است که در این نوع نگاه، هرگاه منافع قبیله‌ای و باندی برخی از سیاسیون تامین نشود به راحتی منافع ملی را به پای این منافع ذبح می‌کنند. مسئله زمانی خطرناک‌تر می‌شود که اینگونه افراد مسئولیت مهمی در دولت و حکومت داشته باشند.



دیدگاه قبیله‌ای که بار‌ها مورد مذمت رهبری معظم انقلاب قرار گفته است، متاسفانه هنوز در بسیاری از افراد که پست‌های کلیدی‌ای را در حکومت دارند حاکم است. آخرین نمونه به‌کارگیری این نوع تفکر خطرناک، اظهارات وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نشست شورای روابط خارجی آمریکا بود.



ظریف در نشست اعضای اندیشکده سیاست‌گذاری آمریکا، با انتقال پیامی به آمریکایی‌ها به آن‌ها فهماند اگر با دولت یازدهم به توافق جامع هسته‌ای نرسند، خطر روی کار آمدن جریان منتقد دولت آقای روحانی در انتخابات سال آینده مجلس قطعی است!



این پیام آقای ظریف به غربی‌ها که به نوعی درخواست کمک از آن هاست، بیانگر آن است که ایشان و جریان هم‌فکرشان حاضر به انعقاد هر نوع توافقی با غربی‌ها هستند تا در داخل با تبلیغات فراوان به افکارعمومی داخل ایران وانمود کنند که ما توانستیم مساله هسته‌ای را حل کنیم.



بر اساس این طرح که اسم آن را «توافق برای توافق» می‌توان گذاشت، اینطور به مردم القا می‌شود؛ تمام مشکل ما با غربی‌ها فقدان یک توافق جامع هسته‌ای با آن‌ها بود. حالا که این توافق انجام گرفته، مساله هسته‌ای هم به نوعی حل شده است.



در این طرح به هیچ عنوان مفاد توافق جامع برای مردم افشا نخواهد شد (همانند توافق ژنو) و امتیازات داده شده به غربی‌ها برای مردم بازگو نمی‌شود. با تکرارادبیات «پیروزی بزرگ هسته‌ای» و «شکست قدرت‌های بزرگ در برابر ملت ایران» با فریب افکار عمومی سعی می‌شود میوه آن را در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی بچینند.



این نکته فراموش نشود که قبلا در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ این گونه به مردم القا شد که حل مشکلات اقتصادی مردم در گرو «بستن با کدخدا» (آمریکا) ست. در واقع چون دولت تمام تخم مرغ‌های سبد خود را در سیاست خارجی و حل موضوع هسته‌ای گذاشته است مجبور است هر توافقی را با غربی‌ها انجام دهد تا در داخل از آن بهره برداری قبیله‌ای نماید. لذا طرح شعار‌هایی همچون «هر توافقی بهتر از عدم توافق است.» از طرف دکتر ظریف و راه اندازی کمپین‌هایی با این موضوع را در این چارچوب می‌توان تفسیر نمود.



تزریق حس کاذب پیروزی به ملت می‌تواند راه‌گشای جریان سیاسی مذکور در انتخابات آینده مجلس باشد. فارغ از اینکه منافع ملی در این توافق به چه میزان لحاظ شده و یا امتیازات داده شده چه مقدار است. مهم در این نوع توافق، پیروزی یک جریان یا به عبارتی صحیح‌تر یک "عشیره سیاسی" در یک کارزار سیاسی است.

 

 منتشر شده در:

خبرگزاری دانشجو +

 

اطرافیان در حال نبش قبر فتنه گران در دانشگاه آزادند ؟!

هشدار به مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی؛

اطرافیان درحال نبش قبر فتنه گران در دانشگاه آزادند؟!

 

« من در میان شما باشم یا نباشم نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد. »امام خمینی(ره)

دانشگاه آزاد اسلامی در طول سالیان اخیر بعضا مورد سوءاستفاده برخی جریانات خاص که منافع فردی و جناحی شان را بر منافع نظام ترجیح می دهند قرار گرفته است.جریاناتی که این دانشگاه را فرزند خود می پندارند و جز برای مدت کوتاه دو ساله ( که آن را غصبی کوتاه مدت می دانند!) ، آن هم به زور ورود قوای مجریه و مقننه و شورای عالی انقلاب فرهنگی که تسلطشان بر دانشگاه کم شد ،در بقیه ربع قرن حکومت بر این دانشگاه از خرج کردن پول برای کاندیدایی خاص در انتخابات 84 گرفته(که اسناد آن موجود است)تا حمایت مادی و معنوی از کسانی که آن فتنه عظیم را بر ملت ایران در سال 88 تحمیل کردند ،از هیچ تلاشی برای پیشبرد اهداف خود چشم پوشی نکرده اند.

 

 متن کامل در ادامه مطلب

انتخاب ابوطالبی ، ضد تنش زدایی یا زیر سوال بردن استقلال کشور ؟!

سیاست " تنش زدایی و تعامل سازنده با جهان " را می توان  چارچوب اصلی دیپلماسی خارجی دولت یازدهم برشمرد. سیاستی که بارها و بارها شخص رئیس جمهور بر آن تاکید کرده و مسئولین وزارت خارجه نیز با علمکرد خود بر آن صحه گذاشته اند.
بر اساس این سیاست ، از هرگونه موضع گیری یا اقدام عملی که باعث واکنش کشورهای استکباری در مقابل کشور ما  شود  باید اجتناب کرد.

همچنان که جناب آقای روحانی در تشریح این سیاست قبل از انتخابات ریاست جمهوری فرموده بودند:  «ما نمی‌خواهیم دائم به دنیا اعلامیه بدهیم و یا شعار بدهیم و آنها جواب بدهند ما باید مشکلاتمان را با آنها حل کنیم. 27/11/91»

بر مبنای همین تفکر است که از وقتی دولت یازدهم بر سرکار آمده ، شخص رئیس جمهور و مسئولین وزارت خارجه در قبال توهین ها و تهدید های مقامات آمریکایی و غربی موضع منفعلانه اتخاذ میکنند، زیرا می پندارند اگر موضعی شفاف و انقلابی در برابر دشمن بگیرند باعث افزایش تنش بین جمهوری اسلامی و جامعه جهانی شده و مشکلات ما بیشتر خواهد شد!

متن کامل در ادامه مطلب

وزارت ارشاد ، جایی که انقلاب به آن نرسید!


نگاهی به کارنامه وزارت ارشاد بعد از انقلاب اسلامی

وزارت ارشاد ، جایی که انقلاب به آن نرسید!

اینطور نقل شده که وقتی محمدحسین صفارهرندی در سال84 و در دولت نهم در راس این وزارتخانه قرار گرفت رهبر انقلاب با لحنی تلخ به وی فرمودند :« شما فرش نجسی را تحویل گرفتید و روی همان نشستید. پس وزیر فرهنگ-هر که هست-باید ابتدا عین نجاست را برطرف کند و سپس فرش را آب بکشد و پاک کند .»

ماهیت انقلاب اسلامی ایران فرهنگی است.فرهنگی که ریشه در اسلام ناب محمدی(ص) دارد.دستگاه های  فرهنگی زیادی  در کشور وجود دارند  که وظیفه سیاستگذاری فرهنگی  و اجرای این سیاست ها را بر عهده دارند. یکی از مهمترین نهاد های فرهنگی از حیث سیاستگذاری و سهمش در بودجه جاری کشور، وزارت فرهنگ و ارشاد  اسلامی  است که به عنوان مجری اصلی سیاست های فرهنگی کشور شناخته می شود.اگر نگاهی به عملکرد این وزارتخانه  در طول سالیان بعد از انقلاب ،بخصوص  دوران بعد از جنگ تحمیلی  بیندازیم خواهیم دید این وزارتخانه تقریبا فقط اسم فرهنگ و ارشاد اسلامی را با خود یدک می کشد و به بیانی ساده تر؛  انقلاب به این وزارتخانه نرسیده است ! نگرانی دلسوزان  جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به حدی رسیده است که نه تنها انتظار کار فرهنگی مبتنی بر آرمان های اصیل انقلاب اسلامی را از این وزارتخانه ندارند، بلکه دعا می کنند کار ضد دینی و ضد انقلابی از این وزارتخانه خارج نشود. کار فرهنگی اصیل انقلابی پیشکش !


لینک مطلب در تسنیم +

لینک مطلب در فرهنگ نیوز +

لینک مطلب در بولتن نیوز +


ادامه نوشته

طرف غربی تا چه میزان به تعهدات خود پایبند خواهد بود؟

چند نکته درباره توافق حاصل شده میان ایران و 5+1 و درس هایی که از این توافق باید گرفت:

 

1. این توافق همچنان که برخی ساده لوحان می پندارند ذره ای از بی اعتمادی و بد بینی ملت ایران از دولت های استکباری به سرکردگی آمریکا کم نمی کند و آنان بابت جنایت هایی که در دهه های اخیر بر ملت ما روا داشته اند همچنان رو سیاهند.

 

2. دولت جمهوری اسلامی ایران قطعاً همچون گذشته به تعهداتی که در این توافقنامه داده پایبند خواهد بود. حال باید منتظر ماند و دید که آیا طرف غربی هم به تعهداتی که داده است ملتزم خواهد بود یا خیر. این جمله رهبر انقلاب هم که فرمودند: «من اعتماد ندارم، خوش بین نیستم به مذاکره» ناظر به سابقه عهدشکنی غربی هاست. در هر صورت اگر طرف غربی به تعهداتش پایبند باشد، یک پیروزی برای ما خواهد بود؛ زیرا رفع تحریم ها هر چند اندک هم که باشد عوایدی هر چند ناچیز برای ما به همراه خواهد داشت، اما اگر طرف غربی به تعهدات خود عمل نکند باز هم برای ما یک پیروزی خواهد بود؛ زیرا آن دسته از افکار عمومی و دولتمردانی که هنوز به غربی ها و تعهداتشان خوش بین هستند را با چالشی جدی روبرو خواهد کرد و این یک تجربه خوب برای ما خواهد بود که به عهدشکنان خوش بین نباشیم. حداقلش این است که تا سال ها نسخه مذاکرات پیچیده خواهد شد.

 لینک مطلب در خبرگزاری دانشجو

ادامه نوشته

کلید تدبیر علاج اقتصاد نفتی و امید به خارج؟!

معتاد شدن اقتصاد ایران به ماده مخدر «نفت» آنچنان روحیه و رفتاری را در دولت و ملت ایران دامن زده است که هیچ کس حاضر به ترک اعتیاد و کشیدن درد ناشی از آن نیست.


در اینکه اقتصاد ایران «اقتصاد «نفتی» است ظاهراً هیچ شک و شبهه ای میان صاحب نظران و اقتصاددانان در این باره وجود ندارد و در اینکه به باور همین افراد سرنوشت و «آینده ایران» نیز به درمان همین موضوع بر می گردد اختلافی وجود ندارد اما همه مشکل همین جاست که عملیاتی کردن این موضع نوعی جراحی سخت در اقتصاد ایران را می طلبد.


هرچند که نفت یک موهبت الهی برای هر ملتی است اما اتکای افراطی دولت ها چه عقب و چه بعد از انقلاب به این محصول منجر به این شده است که به جای اینکه این محصول نقطه قوت ما در عرصه معادلات جهانی باشد تبدیل به پاشنه آشیل اقتصاد ما شده است .یعنی دولت های مستکبر برای اینکه بتوانند جلوی حرکت انقلاب اسلامی را بگیرند با تحریم این محصول فشارهای سنگین اقتصادی را برما وارد میکنند.

علاوه بر اینکه در حال حاضر نفت ابزار فشار بیگانگان بر اقتصاد ماست، وابستگی به این محصول در داخل کشور موجب عدم توان رقابت بخش های خصوصی و مردمی با بخش دولتی، عدم توجه به افزایش تولید ملی،کاهش نیاز به درآمدهای غیر«نفتی» به خصوص مالیاتی شده است.بنابراین اتکای دولت به مردم را از نظر درآمدی تضعیف و وابستگی مردم را به دولت تشدید میکند و نقش مردم در اقتصاد نادیده گرفته میشود و این با شعار دولت ها مبنی بر لزوم حل مشکلات اقتصادی با کمک مردم در تضاد است.


لینک مطلب در افکار نیوز

لینک مطلب در ایران اکونومیست

ادامه نوشته